فصل انتظار شهرستان کردکوی icon
فصل انتظار شهرستان کردکوی
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
بنى امیه را مهلتى است که در آن مى‏تازند ، هر چند خود میان خود اختلاف اندازند . سپس کفتارها بر آنان دهن گشایند و مغلوبشان نمایند [ و مرود مفعل است از « ارواد » و آن مهلت و فرصت دادن است ، و این از فصیح‏ترین و غریبترین کلام است . گویى امام ( ع ) مهلتى را که آنان دارند به مسابقت جاى ، همانند فرموده است که براى رسیدن به پایان مى‏تازند و چون به نهایتش رسیدند رشته نظم آنان از هم مى‏گسلد . ] [نهج البلاغه]

یا سید الساجدین (ع)»
دوشنبه 91 تیر 5 ساعت 8:32 عصر

از آسمون داره گل شادی می باره
خدا به اربـابـم عـلی داده دو باره
اومد به دنیا بشه حضرت سجاد
علی شـده تا بشه فاطمه دلشاد
خنده رو لـب شیعه نشسته
انگار که بازم کعبه شکسته
گل ارباب یا سجاد
منو دریاب یا سجاد
یا سجاد
******************

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com

ولادت با سعادت سید الساجدین ، حضرت امام زین العابدین (ع) مبارکتان


 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com



  • کلمات کلیدی :
  • یا قمر بنی هاشم (ع)»
    دوشنبه 91 تیر 5 ساعت 8:27 عصر

    داستان شجاعت و صلابت عباس علیه‏ السلام مدت‏ها پیش از ولادت او، از آن روزى آغاز شد که امیرالمؤمنین علیه‏السلام از برادرش عقیل خواست تا براى او زنى برگزیند که ثمره ازدواجشان، فرزندانى شجاع و برومند در دفاع از دین و کیان ولایت باشد.او نیز «فاطمه» دختر «حزام بن خالد بن ربیعة» را براى همسرى مولاى خویش انتخاب کرد که بعدها «ام‏ البنین» خوانده شد. این پیوند، در سحرگاه جمعه، چهارمین روز شعبان سال 26 هجرى، به بار نشست.

    نخستین آرایه‏ هاى شجاعت، در همان روز، زینت‌ بخشِ غزل زندگانى عباس علیه‏ السلام گردید؛ آن لحظه‏ اى که على علیه‏ السلام او را «عباس» نامید. نامش به خوبى بیانگر خلق و خوى حیدرى بود. على علیه‏ السلام طبق سنت پیامبر (صلى‏ الله‏ علیه ‏و آله) در گوش او اذان و اقامه گفت. سپس نوزاد را به سینه چسباند و بازوان او را بوسید و اشک حلقه چشانش را فراگرفت. ام‏ البنین علیها السلام از این حرکت شگفت زده شد و پنداشت که عیبى در بازوان نوزادش است. دلیل را پرسید و نگارینه‏ اى دیگر بر کتاب شجاعت و شهامت عباس علیه‏ السلام افزوده شد. امیرالمؤمنین علیه‏ السلام حاضران را از حقیقتى دردناک، اما افتخارآمیز، که در سرنوشت نوزاد مى‏دید، آگاه نمود که چگونه این بازوان، در راه مدد رسانى به امام حسین علیه‏ السلام از بدن جدا مى‏گردد و افزود: اى ام ‏البنین! نور دیده‏ ات نزد خداوند منزلتى سترگ دارد و پروردگار در عوض آن دو دست بریده، دو بال به او ارزانى مى‏دارد که با فرشتگان خدا در بهشت به پرواز درآید؛ آن سان که پیشتر این لطف به جعفربن ابى‏طالب شده است.

    امیرالمؤمنین علیه ‏السلام فرمود: جلوتر بیا. عباس علیه‏ السلام پیش روى پدر ایستاد و امام با دست خود، شمشیر را بر قامت بلند او حمایل نمود. سپس نگاهى طولانى به قامت او نمود و اشک در چشمانش حلقه زد. حاضران گفتند: یا امیرالمؤمنین! براى چه مى‏گریید؟ امام پاسخ فرمود: گویا مى‏بینم که دشمن پسرم را احاطه کرده و او با این شمشیر به راست و چپ دشمن حمله مى‏کند تا این که دو دستش قطع مى‏گردد.

    برگرفته از : aviny.com
    **********************************************************
     تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com
    ولادت با سعادت
    قمر بنی هاشم (ع)
    ، باب الحوایج ، حضرت ابالفضل العباس (ع) مبارکتان


     تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com



  • کلمات کلیدی :
  • <      1   2